مرتضى مطهرى
104
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مغرب زمين سرچشمه گرفته باشد بايد به حساب تكامل و پيشرفت گذاشت ، و اين از گمراه كننده ترين افكارى است كه دامنگير مردم امروز شده است . به خيال اين گروه ، چون وسايل و ابزارهاى زندگى روز به روز عوض مىشود و كاملتر جاى ناقصتر را مىگيرد و چون علم و صنعت در حال پيشرفت است ، پس تمام تغييراتى كه در زندگى انسانها پيدا مىشود نوعى پيشرفت و رُقاء است و بايد استقبال كرد ، بلكه جبر زمان است و خواه ناخواه جاى خود را باز مىكند ، در صورتى كه نه همهء تغييرات نتيجهء مستقيم علم و صنعت است و نه ضرورت و جبرى در كار است . در همان حالى كه علم در حال پيشروى است ، طبيعت هوسباز و درنده خوى بشر هم بيكار نيست . علم و عقل ، بشر را به سوى كمال جلو مىبرد و طبيعت هوسباز و درنده خوى بشر سعى دارد بشر را به سوى فساد و انحراف بكشاند . طبيعت هوسباز و درنده خو همواره سعى دارد علم را به صورت ابزارى براى خود درآورد و در خدمت هوسهاى شهوانى و حيوانى خود بگمارد . زمان همان طورى كه پيشروى و تكامل دارد ، فساد و انحراف هم دارد . بايد با پيشرفت زمان پيشروى كرد و با فساد و انحراف زمان هم بايد مبارزه كرد . مصلح و مرتجع هر دو عليه زمان قيام مىكنند ، با اين تفاوت كه مصلح عليه انحراف زمان و مرتجع عليه پيشرفت زمان قيام مىكند . اگر زمان و تغييرات زمان را مقياس كلى خوبيها و بديها بدانيم ، پس خود زمان و تغييرات آن را با چه مقياسى اندازه گيرى كنيم ؟ اگر همه چيز را با زمان بايد تطبيق كنيم ، خود زمان را با چه چيزى تطبيق دهيم ؟ اگر بشر بايد دست بسته در همه چيز تابع زمان و تغييرات زمان باشد ، پس نقش فعال و خلّاق و سازندهء ارادهء بشر كجا رفت ؟ . انسان كه بر مركب زمان سوار است و در حال حركت است نبايد از هدايت و رهبرى اين مركب ، آنى غفلت كند . آنان كه همه از تغييرات زمان دم مىزنند و از هدايت و رهبرى زمان غافلند ، نقش فعال انسان را فراموش كردهاند و مانند اسب سوارى هستند كه خود را در اختيار اسب قرار داده است . انطباق يا نسخ ؟ مطلب دومى كه لازم است در اينجا يادآورى كنم اين است كه بعضى از افراد مشكل « اسلام و مقتضيات زمان » را با فرمول بسيار ساده و آسانى حل كردهاند ، مىگويند دين